پایگاه اطلاع‌رسانی «معــاونت تبلیــغ و امور فرهنگــی حــوزه‌های علمیــه» | تبلیغ یکی از اصلی‌ترین و مهمترین ابزارهای دین مبین اسلام است که از دیرباز برای پیشبرد و نشر معارف اسلامی توسط مبلغان دین انجام می‌شد. سیره‌ای که از پیامبران، امام و بزرگان دین سینه به سینه منتقل شده و تا عصر حاضر به ما رسیده است. «حضرت امام خامنه‌ای»
صفحه اصلی > خاطرات تبلیغ > هم نام هم نان 
 
 
 
عنوان خاطره: هم نام هم نان
راوی: شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي
 
بيست و يك سال قبل در ايام عاشورا، سفري به قم داشتم. پزشكي از بستگانم از خانواده عالم ديني، برخوردار از احساسات ديني و تا حدودي ملي، همراه من بود. او دسته ها و علم و كتلي را كه در قم راه مي انداختند، ديد و به خانه ما آمد. فهميدم خيلي ناراحت است. گفت: آخر اين جا را حوزه علميه، عاصمه تشيع مي گويند. اين ها چيست كه در حضور علما و در پايگاه مراجع ديني درست كرده اند.
گفتم: راست مي گويي. علتش اين است كه اين ها وظيفه خود را درست انجام نمي دهند و روشنگري نمي كنند; اما در عين حال به تو بگويم كه بر انداختن اين كارهاي نابه جا به صرف اين نيست كه اين آقايان بگويند «اين كارها بد است » ممكن است اين ها بگويند ولي مردم كار خودشان را بكنند. براي برانداختن اين كار نابه جا بايد برنامه اي داشت و با اين سوء استفاده از عاشوراي حسيني مبارزه كرد. احياي شعارهاي قيام حسين بن علي عليهما السلام برنامه مي خواهد ... .
اتفاقا همين امسال قصه اي در قم پيش آمده كه خيلي شنيدني است. آقاي بروجردي كه مرجع تقليد مطاع شيعيان است، از قسمتي از اين كارها خوششان نمي آمده و اين ها را درست نمي دانستند و منكر مي دانستند. امسال پيش از محرم رؤساي تكاياي قم را به منزل خود دعوت كردند و گفتند به اين ها بگوييد «فلان كار، فلان كار، فلان كار را نكنيد.» سردسته يكي از تكيه هاي معروف قم پاسخ داده بود: البته امر آقا مطاع است اما از قول ما به آقا سلام برسانيد و بگوييد: سال، سيصد و شصت و پنج روز است. سيصد و پنجاه و پنج روزش را ما از آقا تقليد مي كنيم. اين ده روز را مي خواهيم مقلد آقا نباشيم!
پزشك جوان به من گفت: اي آقا چه مي گوييد! اگر همه شما يك كلام بگوييد، مساله حل مي شود.
گفتم: اين اگر از آن اگرهايي است كه اگر هزار بار هم بكاري سبز نمي شود، چون براي عده اي از اين ها كه در اين لباس هستند، نگه داشتن اين مراسم هم نام است، هم نان.
پزشك جوان چهره درهم كشيد و گفت: اي بابا! تو داري ما را مايوس مي كني... .
دو ماه بيشتر فاصله نشد كه من به مسافرتي به شهر آن پزشك رفتم و در آن جا بيمار شدم. او تا متوجه شد، نزد من آمد و چون تب داشتم، برايم آنتي بيوتيك نوشت. گفتم: دكتر اگر تب من حاد و عفوني نيست، اصلا نسخه نمي خواهم.
دكتر گفت: من معمولا براي بيماران آنتي بيوتيك مي نويسم ولي براي تو نمي نويسم!
در همان حال بحث عاشورا يادم آمد و گفتم: دكتر! مگر نمي گويي استعمال نابه جاي آنتي بيوتيك كمترين ضررش اين است كه بدن را در برابر اين داروي حساس، مصون مي كند؟ گفت: بله، ولي اگر بخواهم دارويي بنويسم كه تب بيمار فورا قطع نشود، فردا اين همسايه ها و قوم و خويش ها به مطب من نمي آيند.
گفتم: دكتر واقعا تو براي اين كه مطبت شلوغ شود اين كار را مي كني. گفت: بله، چاره اي نيست!
گفتم: يادت مي آيد عاشورا كه در قم بودي، چه گفتي؟ و من به تو گفتم اين كارها براي يك عده هم نام است و هم نان، ناراحت شدي و گفتي پس دين كجا رفته، ايمان كجا رفته، انسانيت كجا رفته؟ خوب! تو هم كه مطب برايت همين است، پس دين كجا رفته، وجدان پزشكي كجا رفته؟
به او گفتم: ولي تو با آن بنده هاي خدا يك فرق داري. آن بنده هاي خدا اصلا هيچ ممري براي زندگي غير از همين كارها ندارند ولي تو حقوق كار معمولي ات را صبح از يك جا مي گيري و با همان مي تواني زندگي كني. آيا جنايت تو از آن ها بيش تر نيست! ! (1)
پي نوشت:
1) بايدها و نبايدها، آيت الله شهيد دكتر بهشتي، ص 132 تا 135 (با تلخيص) . مبلغان محترم توجه دارند كه فرمايش مرحوم شهيد بهشتي به معناي صحه گذاشتن بركار انجام شده نيست. بلكه در مقام بيان اين مطلب است كه متاسفانه در همه اقشار، عده اي براي رسيدن به نام و نان حاضر نيستند حقايق را بگويند و به آنچه مي دانند عمل نمي كنند. با اين تفاوت كه بعضي راحت تر مي توانند به حقيقت جامه عمل پوشند.
 
مبلغان | دین‌باوران | هنر آسمانی | محصولات | نرم‌افزارها | ماهنامه
روابط عمومی معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه‌های علمیه

روابط عمومی معاونت تبلیغ و امور فرهنگی حوزه‌های علمیّه